تبلیغات
اینسوئل - ترامپ؛ نمادی از آفت‌های دموكراسی

ترامپ؛ نمادی از آفت‌های دموكراسی

دوشنبه 19 مهر 1395 02:50 ب.ظ

 

ترامپ؛ نمادی از آفت‌های دموكراسی

  • ترامپ؛ نمادی از آفت‌های دموكراسی
    گروه سیاسی: شاید این روزها بیشتر از همه، عقلای حزب جمهوری خواه در آمریكا، احساس یأس و شكست دارند. افرادی كه شاید اگر تا به حال هم با خوش بینی سعی می‌كردند این ویروس ناخوانده را به نوعی عادی و تحمل پذیر جلوه دهند، ولی اكنون دیگر كنترل اوضاع را از دست رفته می‌بینند و احساس می‌كنند كه شاید باید تبعات این بیماری مهلك را پذیرفت.

    براستی اشخاصی همچون دونالد ترامپ از بزرگترین و تأسف‌بارترین آفت‌های دموكراسی می‌باشند. آفت‌هایی كه طی قرن‌ها به مرور خود را نشان داده اند. انسان مدرن در تجربه‌های متعددش تا حدودی توانسته خود را در برابر این آفت‌ها ایزوله كند ولی دموكراسی نیز همچون بقیه امور بشری امری تجربی، نسبی والبته آسیب‌پذیر می‌باشد، و هر آن می‌تواند آفت‌های جدیدتر و جهش یافته تری را بروز دهد.

    ویروسی همچون دونالد ترامپ در پیكره دموكراسی مدرن امروز در واقع تركیبی از آثار مخرب نابرابری اجتماعی، اصالت سرمایه و پوپولیسم پیشرفته است. البته ممكن است بسیاری فكر كنند كه شاید هزینه‌های انتخاباتی دونالد ترامپ به مراتب كمتر از سایر رقبایش می‌باشد، و از این بابت كم آفت‌تر است. ولی باید متذكر شد كه اینجا لزوما منظور میزان پولی كه خرج می‌شود نیست، بلكه نقش بیش از حد سرمایه در رقابت‌ها و تبلیغات انتخاباتی است.

    این رویكرد افراطی باعث تولد فرزندان نامشروع این عامل در بستر حساسی همچون انتخابات می‌شود. شاید ترامپ عملا پول زیادی خرج نكرده باشد یا لااقل جیره خوار صاحبان سرمایه دیگر نباشد، ولی او عملا از شَبَهِ سرمایه در روندانتخاباتی اش بهره برده است. مسلما یكی از پارامترهای عمده محبوبیت ترامپ نزد دسته ایی از مردم، توانمندی و موفقیت‌های اقتصادی او در گذشته می‌باشد. ولی یك نابغه تجارت لزوما یك سیاستمدار نخبه نخواهد شد.

    اما یكی دیگر از موج‌های اجتماعی كه ترامپ بر آن سوار شده است، فاصله طبقاتی و عدم رضایت بخش كثیری از مردم متوسط و ضعیف از اوضاع فعلی جامعه می‌باشد. این عده طبق اصل طبیعی برابری خواهی و چه بسا بدون توجه به اختلافات منطقی در جامعه و سطح توانایی و تلاش افراد، طعمه افراد فرصت طلبی همچون ترامپ می‌شوند. او با فرار به جلو عملا خود را در مسیر بخشی كثیری از قشر آسیب پذیر و البته نه چندان با سواد جامعه قرار می‌دهد و با نوعی ژست حق به جانب عملا برخی عقده‌های اجتماعی را به ارزش‌هایی همچون برابری خواهی طبقه آسیب پذیر گره می‌زند. و بخش قابل توجهی از جامعه كه عموما در مسیر زندگی شان ناكام بوده اند جذب او شده و دلایل ناكامی خویش را از دیگران طلب می‌كنند. در واقع اتفاقا ترامپ نه تنها باور برابری‌خواهی نداشته بلكه در مسیر زندگی اش تا آنجا كه توانسته از فرصت‌ها حداكثر استفاده را كرده و خود را محق نیز دانسته است.

    اما مهم‌ترین ابزار جادویی ترامپ پوپولیسم و عقب ماندگی مدرن جامعه است. بخش عمده یی از جمعیت هر كشوری در مسیر تمدن و مدرنیسم عملا نمی توانند خود را با روح و اصالت رشد جامعه همسو سازند ولی برای اینكه از قافله سیال عمومی عقب نمانند با محور قرار دادن مؤلفه‌های ظاهری و پیوسته‌ای مدرنیته خود را به روز جلوه می‌دهند و این ضعف دقیقا درون مایه و مورد سوء استفاده ی برخی فرصت‌طلبان سیاسی قرار می‌گیرد.

    البته رهبران عوام زده و پوپولیست بعضا آگاهانه دست به چنین بهره برداری‌هایی می‌زنند، ولی دونالد ترامپ اتفاقا خود زاییده ارتقاء یافته همین موج پوپولیستی می‌باشد، كه تنها توانسته با عنصر سرمایه طبقه اجتماعی خویش را جلا داده و پر زرق و برق‌تر ارائه كند. دونالد ترامپ همچنین در مسیر همان موج سواری پوپولیستی اش تاكید مضاعفی بر حس ناسیونالیستی افراطی نموده و بخش عظیمی از جامعه نه چندان مترقی و البته سنت‌گرا و مذهبی جامعه را با خود همراه می‌كند.

    اما با تمام این اوصاف آنچه مهم است اینكه هیچ جامعه یی از عواقب عمل این سیاست بازان پرریسك مبرا نیست و حتی جامعه مدرن و آزادی همچون آمریكا نیز بعضا غریبانگیر این معضل می‌شود. ولی به نظر می‌رسد برای تبری جستن از این آفت‌ها باید در ساز و كارهای دموكراتیك تجدیدنظر اساسی نمود. نقش بیش از حد سرمایه و سرمایه داران در سیاست می‌تواند بشدت آسیب زا و عمیق باشد. به نحوی كه حتی ترامپ باعث تطهیر كاستی‌ها و ایرادات فردی همچون هیلاری كلینتون نیز شده است و چه بسا ترامپ به صورت غیر مستقیم در انتخاب كلینتون بعنوان نامزد دموكرات‌ها بی تأثیر هم نبوده باشد.

    لذا باید با تحلیل دقیق و درست بروز چنین آفت‌هایی آسیب شناسی بی‌طرفانه و همه جانبه‌ای را انجام داده و ضمن به رسمیت شناختن و توجه به این جبهه پوپولیستی در جوامع آنها را در جامعه منزوی نكنیم. بلكه با مشاركت دادن اجتماعی آنها در سطوح مدیریتی جامعه، زمینه ارتباط و ادغام این قشر را با اقشار مترقی تر و تحصیل كرده جامعه فراهم سازیم. چراكه این تفكیك‌های ناخواسته منجر به انفجار بمب‌های اجتماعی و سیاسی همچون ترامپ‌ها و احمدی‌نژادها حتی در جوامع مدرن می‌شود.